![]() |
![]() |
|
چون جاذبه ای مبهم مرا می کشی و نمی یابمت چون صدایی از چهارسوی حیات مرا می خوانی و نمی بینمت چون یادگاری های نوجوانی همه جا هستی و اینهمه تنهایم ! ...؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:54 توسط رز |
|
|
با این دل رمیده ٬ نیازم به عشق نیست تنهاییم به عیش جهانی برابر است !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:52 توسط رز |
|
|
خدا تمام نعمات زمین را تقسیم کرد :
به مردم پول ٬ خودخواهی و بی رحمی را داد به شاعر قلب را و به قلب اقتدار مرموزی بخشید که در مقابل اقتدار و وجاهت عشق مقهور شود ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:50 توسط رز |
|
|
در من کسی پیوسته می گرید
خاموشم اما دارم به آواز ِ غم خود می دهم گوش وقتی کسی آواز می خواند خاموش باید بود غم داستانی تازه سر کرده ست اینجا سراپا گوش باید بود : |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:45 توسط رز |
|
هنوز دامنه دارد
هنوزهم که هنوز است درد دامنه دارد ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 1:39 توسط رز |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 6:51 توسط رز |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 0:40 توسط رز |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 0:26 توسط رز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 |
|
RSS
|